خاطرات عاشقانه ساراجون
عشق و دوستی و محبت
 
 
سه شنبه 8 دی 1394 :: نویسنده : سارا ملوسک





این دل که میگویند نمیدانم کجاست؟


اما گاهی عجیب میگیرد!


گاهی دلتنگ می شود! 




گاهی هم چاره ای جز صبر ندارد 

گاهی به در بسته میخورد و هر چه به هر جا میرود باز هم ... 

این دل که میگویند نمیدانم کجاست مثل عقل مثل خدا ... 

مثل خدا که نمیدانم کجاست 

مثل خدا که تا به حال ندیدمش 

مثل خدا که گاهی دلگیر میشوم از اینکه چرا سرش اینقدر شلوغ است که مرا فراموش کرده غافل از

اینکه من او را فراموش می کنم... 

مثل خدا که گاهی عجیب دلتنگش میشوم 

مثل خدا که گاهی میخواهم از همه چیز به او پناه ببرم 

مثل خدا 

اما خدا تو که بی مثالی! 

میدانم که حرفم را فهمیدی میدانم که میفهمی چه میگویم 

خدای بی مثال دلم گرفته ...دلی که نمیدانم کجاست ! 

شاید آمده پیش تو 

دلم را پس نفرست فقط راه را نشانم بده تا من هم بیایم..





نوع مطلب : مطالب عاشقانه، عکسهای عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سارا ملوسک
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :