خاطرات عاشقانه ساراجون
عشق و دوستی و محبت
 
 
پنجشنبه 31 فروردین 1396 :: نویسنده : سارا ملوسک
برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید




دیدمش ... تنم لرزید دلم خواست محو تماشایش باشم ؛

 

دلم خواست تا آخر عمر به او خیره باشم دلم خواست ...

 

 اما این شرم نگذاشت ؛ چون بنفشه ای سر به زیر افکندم ؛

 

 به زمین خیره شدم و او به آرامی از کنارم گذر کرد ؛

 

 با خطی از عطر دورم حصار کشید این دلخواه ترین اسارتی است ؛

 

 که عادلانه ترین حکمش حبس ابد من است

 







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 12 خرداد 1396 09:25 ب.ظ
بسیار زیبا
یکشنبه 7 خرداد 1396 07:46 ب.ظ
خیلی متن زیبا
جمعه 5 خرداد 1396 05:09 ب.ظ
زیباو رمانتیک بود
پنجشنبه 4 خرداد 1396 05:15 ق.ظ
سلام سارا جان خوبی
وبلاگ زیبا و احساسی داری امیدوارم دلتم مثل وبلاگت پر از زیبایی و احساس با مفهوم و درکه عشق همراه باشه .و همچن خورشید همیشه بدرخشی و هر روز برایت تازگیه خاصی باشه و برای یک ادم خاص و یک هدف خاص این معنا و مفهوم یک رنگی و عشق رو قسمت کنی .مواظب خودت باش
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سارا ملوسک
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :